کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه افگانه | کلماتور
معانی کلمه : افگانه
تلفظ بین المللی :
/ˈaːfɡˈɑneː/
تلفظ :
['a:fg'Ane:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آفگانه
افگانه کردن
آفگانه کردن
افگانه افتادن
افگانه شدن
افگانه فکندن
سردایش افشانه ای
شب افسانه
طغیان همراه بَری افشانه ای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
افگانه . [ اَ ن َ / ن ِ ] (ص ، اِ) بچه ٔ نارسیده و ناتمام را گویند که از شکم انسان و دیگر حیوانات افتد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری ). بچه ٔ آدم یا حیوان که از شکم افتاده باشد. (مجمعالفرس ). آفکانه . (شرفنامه ٔ منیری ). سقطه . آبکانه . (برهان ). بچه ٔ نارسیده ٔ افتاده . جنین ساقط. فکانه . (یادداشت مؤلف ). بچه ٔ ناتمام که در کمتر از هفت ماه متولد شود. (غیاث اللغات ) : خام ...
فرهنگ عمید
آفگانه#NAME?
( آفگانه )
جنین که پیش از موقع سقط شود، بچۀ نارسیده.
* آفگانه کردن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] بچه سقط کردن، بچه افکندن: شکم حادثات آبستن / از نهیب تو آفگانه کند (مسعودسعد: ۴۳۲ ).
= آفگانه
فرهنگ معین
(اَ نِ) (اِ.) بچة نارسیده ، جنین .
( آفگانه )
(نِ )(اِمر. )بچة نارسیده ، جنین که پیش از موقع از شکم زن یا حیوان ماده سِقْط شود.
(اَ نِ ) (اِ. ) بچة نارسیده ، جنین .
فرهنگ فارسی
آفگانه: بچه نارسیده، جنین که پیش ازموقع ازشکم زن یاحیوان ماده سقط شود
( اسم ) بچ. نارسیده که از شکم مادر (انسان یا حیوان ) سقط شود جنین .
کلمات مرتبط
آفگانه
افگانه کردن
آفگانه کردن
افگانه افتادن
افگانه شدن
افگانه فکندن
سردایش افشانه ای
شب افسانه
طغیان همراه بَری افشانه ای
نظرات