معانی کلمه : افطس
لغت نامه دهخدا
افطس . [ اَ طَ ] (اِخ ) علی . از علویانی که در زمان مأمون عباسی در بصره خروج کرد. رجوع شود به تاریخ گزیده ص 312.
فرهنگ فارسی
پهن بینی، مردی که استخوان بینیش فرورفته ونوک بینی اوپهن باشد
(صفت ) مردی که استخوان بینی وی فرو رفته و نوک بینی اش پهن باشد پهن بینی .
نام سلسله از حکمرانان قسمتی از اندلس است .
(صفت ) مردی که استخوان بینی وی فرو رفته و نوک بینی اش پهن باشد پهن بینی .
نام سلسله از حکمرانان قسمتی از اندلس است .
