Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : افرین

تلفظ بین المللی : /ˈaːfrin/ تلفظ :‌ ['a:fRin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • آفرین
  • افرین گفتن
  • افرین کردن
  • آفرین کردن
  • آفرین خانه
  • آفرین خوان
  • آفرین گر
  • افرین خانه
  • افرین خوان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( آفرین ) آفرین. [ ف َ ] ( اِ ) زه. فری.فریش. افرا. آباد. خَه. خهی. بَه. بَه بَه. پَه. پَه پَه. زهی. پَخ پَخ. آخ. ( برهان ). اَخ. ( برهان ). بخ. وَه. وَه وَه. شاباش. شادباش. شادزی. مریزاد. دستخوش. انوشه. انوشه بزی. چنانهن ( ؟ ). احسنت. مرحبا. بارک اﷲ. مرحباً بِک. طوبی لَک. بخ بخ. ماشأاﷲ : یکی یادگاری شد اندر جهان بر او آفرین از کهان و مهان.فردوسی.چو هوم آن سر و تاج شاهان بدیدبر ایشان بداد آفرین گ...

فرهنگ عمید

( آفرین ) ۱. در برابر کار خوب کسی به او می گویند، فری، زه، زهی، خه، خهی، احسنت، بارک الله: بر آن «آفرین» کآفرین آفرید / مکان و زمان و زمین آفرید (فردوسی: ۶/۲۴۱ ).۲. (ادبی ) [مجاز] شعری که در آن دیگری را ستایش کرده باشند، مدیحه.۳. (بن مضارعِ آفریدن ) = آفریدن۴. آفریننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): جان آفرین، جهان آفرین، سخن آفرین.۵. [مقابلِ نفرین] دعای نیک: بی آزاری و خامشی برگزین / که گوید که نفرین ...

فرهنگ معین

( آفرین ) ( ~. ) [ په . ] ( اِ. )۱ - تحسین . ۲ - سپاس . ۳ - درود، تهنیت ، تبریک . ۴ - دعای نیک .
(فَ ) (ص فا. ) آفریننده : جهان آفرین ، سخن آفرین .

فرهنگ فارسی

( آفرین ) ( اسم ) ۱ - تحسین ستایش مدح. ۲ - شکر سپاس . ۳ - تهنیت تبریک . ۴ - خوشی خیر سعادت . ۵ - خوبی نیکی صلاح . ۶ - آمرزش خواهی برای مرده . ۷ - نظرسعد یمن سعادت . ۸ - روز نخست از پنج. دزدیده طبق سالهای ملکی . ۹ - نوایی است در موسیقی قدیم .
احسنت مرحبا

دانشنامه عمومی

آفرین. آفرین (پاکدشت)، روستایی از توابع بخش شریف آباد شهرستان پاکدشت در استان تهران ایران است.این روستا در دهستان شریف آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۰۵ نفر (۱۷۰خانوار) بوده است.wiki: آفرین...

فرهنگ اسم ها

اسم: آفرین (دختر) (فارسی) (هنری) (تلفظ: āfarin) (فارسی: آفرين) (انگلیسی: afarin)
معنی: تحسین، ستایش، سپاس، تبریک، آفرینش، دعا، مدح، شکر، تهنیت، نوایی در موسیقی، ( در قدیم ) درخواست و التماس از درگاه خداوند، هنگام تحسین و تشویق به کار می رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه آفرین، آفرین دخت

مترادف و متضاد

acclamation (اسم)تحسین، تحسین و شادی، احسنت، افرین، اخذ رای زبانیbravo! (صوت)افرین، براوو، بارک الله، شاباش، مریزاد، هورا، به بهwell done! (صوت)افرین، احسنت!hurrah! (صوت)افرین، هورا، مرحباhurray! (صوت)افرین، مرحباhuzzah! (صوت)افرین، مرحبا، زهی...

کلمات مرتبط

  • آفرین
  • افرین گفتن
  • افرین کردن
  • آفرین کردن
  • آفرین خانه
  • آفرین خوان
  • آفرین گر
  • افرین خانه
  • افرین خوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات