معانی کلمه : افرین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
( آفرین ) ( ~. ) [ په . ] ( اِ. )۱ - تحسین . ۲ - سپاس . ۳ - درود، تهنیت ، تبریک . ۴ - دعای نیک .
(فَ ) (ص فا. ) آفریننده : جهان آفرین ، سخن آفرین .
(فَ ) (ص فا. ) آفریننده : جهان آفرین ، سخن آفرین .
فرهنگ فارسی
( آفرین ) ( اسم ) ۱ - تحسین ستایش مدح. ۲ - شکر سپاس . ۳ - تهنیت تبریک . ۴ - خوشی خیر سعادت . ۵ - خوبی نیکی صلاح . ۶ - آمرزش خواهی برای مرده . ۷ - نظرسعد یمن سعادت . ۸ - روز نخست از پنج. دزدیده طبق سالهای ملکی . ۹ - نوایی است در موسیقی قدیم .
احسنت مرحبا
احسنت مرحبا
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: آفرین (دختر) (فارسی) (هنری) (تلفظ: āfarin) (فارسی: آفرين) (انگلیسی: afarin)
معنی: تحسین، ستایش، سپاس، تبریک، آفرینش، دعا، مدح، شکر، تهنیت، نوایی در موسیقی، ( در قدیم ) درخواست و التماس از درگاه خداوند، هنگام تحسین و تشویق به کار می رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه آفرین، آفرین دخت
معنی: تحسین، ستایش، سپاس، تبریک، آفرینش، دعا، مدح، شکر، تهنیت، نوایی در موسیقی، ( در قدیم ) درخواست و التماس از درگاه خداوند، هنگام تحسین و تشویق به کار می رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه آفرین، آفرین دخت
