معانی کلمه : افریدن
لغت نامه دهخدا
افریدن . [ اَ دَ ] (مص ) شگفتی کردن یعنی تعجب کردن . (میرزا ابراهیم ).
فرهنگ عمید
( آفریدن ) از نیستی به هستی آوردن، خلق کردن، به وجود آوردن.
فرهنگ معین
( آفریدن ) (فَ دَ ) (مص م . ) خلق کردن ، هستی دادن .
فرهنگ فارسی
( آفریدن ) ( مصدر ) ( آفرید آفریند خواهد آفرید بیافرین آفریننده آفریده ) خلق کردن از نیستی هست کردن از عدم بوجود آوردن ایجاد هستی دادن .
خلق کردن
شگفتی کردن یعنی تعجب کردن
خلق کردن
شگفتی کردن یعنی تعجب کردن
مترادف و متضاد
create (فعل)
ایجاد کردن، ساختن، فراهم کردن، خلق کردن، افریدن، ناگهان ایجاد شدن، سرشتن
