Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : افروزنده

تلفظ بین المللی : /ˌafruzˈande/ تلفظ :‌ [,afRuz'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مسند افروزنده
  • افرازنده
  • آتش افروزنه
  • اتش افروزنه
  • افروزندن
  • افروزندگی
  • بر افرازنده
  • دین فروزنده
  • فروزنده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

افروزنده. [ اَ زَ دَ / دِ ] ( نف ) تابان. درخشان. ( ناظم الاطباء ). درخشنده. درخشان. || روشن کننده. || مشتعل کننده. ( فرهنگ فارسی معین ). اسم فاعل از افروختن یعنی سوزان. ( فرهنگ شعوری ). || آنکه آتش می افروزد. ( ناظم الاطباء ). فروزنده. ( یادداشت دهخدا ). رجوع به فروزنده شود.

فرهنگ عمید

۱. روشن کننده.
۲. درخشنده، درخشان.

فرهنگ معین

(اَ زَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - روشن کننده . ۲ - درخشنده . ۳ - مشتعل کننده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - روشن کننده. ۲ - درخشنده درخشان . ۳ - مشتعل کننده .

کلمات مرتبط

  • مسند افروزنده
  • افرازنده
  • آتش افروزنه
  • اتش افروزنه
  • افروزندن
  • افروزندگی
  • بر افرازنده
  • دین فروزنده
  • فروزنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات