افاقة. [ اِ ق َ] (اِخ ) یوم ...، یکی از ایام عرب است . و این وقعه در موضعی بنام افاقه روی داد. و بسطام بن قیس بن مسعود شیبانی بر بنی یربوع غارت برد و لشکر آنها را شکست داده و افراد را به اسارت گرفت . (از معجم البلدان ). و عوام برادر حارث بن همام درباره ٔ این وقعه گفته است :قبح الاله عصابة من وائل یوم الافاقة اسلموا بسطاماکانت لهم بعکاظ فعلة سی ّءجعلت علی افواهم اقداما. (از معجم البلدان ).و رجوع به...
فرهنگ عمید
۱. بهبود یافتن، رو به تندرستی نهادن بیمار. ۲. (اسم ) [عامیانه] اثر، نتیجۀ خوب، فایده.
فرهنگ معین
(اِ قِ ) [ ع . افاقة ] ۱ - (مص ل . ) بهبود یافتن . ۲ - به هوش آمدن . ۳ - (اِمص . ) بهبود. ۴ - گشایش .
فرهنگ فارسی
بهبودیافتن، روبه تندرستی نهادن بیمار، بهوش آمدن، ازمستی بهوش آمدن ۱ - ( مصدر ) بهبود یافتن . رو بصحبت نهادن بیمار . ۲ - روی بخوبی خوشی آوردن . ۳ - بهوش آمدن . ۴ - ( اسم ) بهبود . ۵ - گشایش . یوم ... یکی از ایام عرب است .
مترادف و متضاد
اثر، بهبود، تاثیر، گشایش
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] افاقه یعنی هشیاری که این عنوان در بیشتر بابهای فقهی به مناسبت مطرح شده است.افاقه در فقه به معنای هشیار شدن پس از دیوانگی، بیهوشی و یا مستی به کار رفته است.جبران تکلیف بعد از افاقهآنچه شخص عاقل، مکلف به آن است، دیوانه، بیهوش و مست نیز پس از افاقه و بازگشت عقل، به آن مکلّف است و هر تکلیفی که قبل از افاقه ترک شده است، اگر دیوانگی، بیهوشی یا مستی، عذر در ترک آن نباشد، جبران آن پس از افاقه و...