Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اغوش

تلفظ بین المللی : /ˈaːq1vaʃ/ تلفظ :‌ ['a:q1vaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • آغوش
  • اغوش ابلیس
  • اغوش دیگری
  • اغوش سرد ترس یک سمفونی عاشقانه تاریک
  • اغوش من نعش کش تو
  • اغوش های خالی
  • اغوش های گسسته
  • اغوش و بوسه
  • اغوش وهدان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

( آغوش ) آغوش. ( اِ ) آگوش. آگش. بغل. میان دو دست فراهم آورده چون از آن دو، دائره واری کنند : پیری آغوش باز کرده فراخ تو همی گوش با شکافه غوش.کسائی.سیاوش فرود آمد از نیل رنگ پیاده گرفتش [ پیران را ] به آغوش تنگ.فردوسی.گرفتش به آغوش کاوس شاه ز زالش بپرسید و از رنج راه.فردوسی.ز من بد سخن نشنود گوش توجدائی نجویم ز آغوش تو.فردوسی.همی تیره بینم دل و هوش توهمی گور بینم در آغوش تو.فردوسی.تو بندوی را سر ب...

فرهنگ عمید

( آغوش ) بغل، بر، سینه.
* در آغوش گرفتن: (مصدر متعدی ) کسی را در بغل گرفتن و دو دست را دایره وار دور تنۀ او فراهم آوردن و او را به سینه چسباندن، به آغوش کشیدن.
۱. غلام: مگر نیک بختت فراموش شد / چو دستت در آغوش «آغوش» شد (سعدی۱: ۱۷۵ ).
۲. [مجاز] بنده: ای خواجهٴ ارسلان و آغوش / فرماندهِ خود مکن فراموش (سعدی: ۱۶۰ ).

فرهنگ معین

( آغوش ) ( اِ. ) میان دو دست فراهم آورده ، بغل . ، به ~کشیدن به خود چسباندن کسی یا چیزی را.

فرهنگ فارسی

( آغوش ) ( اسم ) نامی است از نامهای غلامان و بندگان ترک و آن بصورت نمون. نامهای ترکی بکار رفته
بغل آگوش
آگوش: بغل، بر، ماخوذازترکی، نامی ازنامهای غلامان وبندگان ترک

نقل قول

آغوش. آغوش گونه بین المللی از صمیمیت فیزیکی است که در آن دو نفر دست های خود را در اطراف گردن، پشت یا دور کمر یکدیگر قرار داده و هر یک خود را نزدیک دیگری جای می دهد.• «بگذار تا گذشته و حال را در آغوش خاطره، تنگ بفشریم و آینده را در آغوش گرم اشتیاق.» پیامبر/ ۱۹۲۳ -> جبران خلیل جبران• «دوری مادر از فرزند غیرقابل توصیف است. تا تمرینم تمام می شود بدو بدو به خانه می روم تا بچّه ام را در آغوش بگیرم. پس...

فرهنگ اسم ها

اسم: آغوش (دختر) (فارسی) (تلفظ: aghosh) (فارسی: آغوش) (انگلیسی: aghosh)
معنی: بغل گرفتن

مترادف و متضاد

embrace (اسم)اغوشfagot (اسم)اغوش، دسته، دسته هیزم، ریشه کردن حاشیه پارچه، بخیه زینتیarmful (اسم)اغوش، یک بغل، یک بسته، بار اغوش، مقدار زیادarms (اسم)سامان، ساز، اغوش...

واژه نامه بختیاریکا

( آغوش ) تندل؛غل ( بغل )

کلمات مرتبط

  • آغوش
  • اغوش ابلیس
  • اغوش دیگری
  • اغوش سرد ترس یک سمفونی عاشقانه تاریک
  • اغوش من نعش کش تو
  • اغوش های خالی
  • اغوش های گسسته
  • اغوش و بوسه
  • اغوش وهدان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات