معانی کلمه : اغوش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آغوش ) بغل، بر، سینه.
* در آغوش گرفتن: (مصدر متعدی ) کسی را در بغل گرفتن و دو دست را دایره وار دور تنۀ او فراهم آوردن و او را به سینه چسباندن، به آغوش کشیدن.
۱. غلام: مگر نیک بختت فراموش شد / چو دستت در آغوش «آغوش» شد (سعدی۱: ۱۷۵ ).
۲. [مجاز] بنده: ای خواجهٴ ارسلان و آغوش / فرماندهِ خود مکن فراموش (سعدی: ۱۶۰ ).
* در آغوش گرفتن: (مصدر متعدی ) کسی را در بغل گرفتن و دو دست را دایره وار دور تنۀ او فراهم آوردن و او را به سینه چسباندن، به آغوش کشیدن.
۱. غلام: مگر نیک بختت فراموش شد / چو دستت در آغوش «آغوش» شد (سعدی۱: ۱۷۵ ).
۲. [مجاز] بنده: ای خواجهٴ ارسلان و آغوش / فرماندهِ خود مکن فراموش (سعدی: ۱۶۰ ).
فرهنگ معین
( آغوش ) ( اِ. ) میان دو دست فراهم آورده ، بغل . ، به ~کشیدن به خود چسباندن کسی یا چیزی را.
فرهنگ فارسی
( آغوش ) ( اسم ) نامی است از نامهای غلامان و بندگان ترک و آن بصورت نمون. نامهای ترکی بکار رفته
بغل آگوش
آگوش: بغل، بر، ماخوذازترکی، نامی ازنامهای غلامان وبندگان ترک
بغل آگوش
آگوش: بغل، بر، ماخوذازترکی، نامی ازنامهای غلامان وبندگان ترک
نقل قول
فرهنگ اسم ها
اسم: آغوش (دختر) (فارسی) (تلفظ: aghosh) (فارسی: آغوش) (انگلیسی: aghosh)
معنی: بغل گرفتن
معنی: بغل گرفتن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
( آغوش ) تندل؛غل ( بغل )
