کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اغراب
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1rˈɑb/
تلفظ :
['a:q1R'Ab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
اپسیلون ارابه ران
علی اشرابادی
عوف اعرابی
اغراض نفسانی
اغراق امیز کردن
اغراق گفتن
اغراق گفتن در
اغراق گو
اغراق گویی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اغراب. [ اِ ] ( ع مص ) چیزی نو و غریب آوردن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چیزی عجیب آوردن : اغرب الرجل اتی بشی غریب. ( از اقرب الموارد ). غریب آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || دور شدن : اغرب عنی ؛ ای تباعد. ( از منتهی الارب ). || دور ساختن : اغربه ؛ نحاه. ( از اقرب الموارد ). || سخت گردیدن درد کسی : اغرب الرجل اغرابا. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). سخت شدن درد بیمار: ا...
فرهنگ عمید
۱. چیز نو و غریب آوردن.
۲. مطلب شگفت آور و تازه گفتن.
فرهنگ معین
(اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - شگفت آوردن . ۲ - تازه گفتن .
کلمات مرتبط
اپسیلون ارابه ران
علی اشرابادی
عوف اعرابی
اغراض نفسانی
اغراق امیز کردن
اغراق گفتن
اغراق گفتن در
اغراق گو
اغراق گویی
نظرات