معانی کلمه : اغالش
لغت نامه دهخدا
اغالش . [ اَ ل ِ ] (اِ) بمعنی آغالش است که شورش انگیختن و بدآموزی و تحریض کردن نادانان بجهت خصومت انداختن میان مردم باشد و آن را بعربی اغرا گویند. (برهان ) (آنندراج ). آغالش و اغوا و برانگیختن و ترغیب و تحریض بر گناه . (ناظم الاطباء). رجوع به آغالش شود.
فرهنگ عمید
( آغالش ) ۱. تحریک، تهییج.
۲. برانگیختن به جنگ وستیز.
۲. برانگیختن به جنگ وستیز.
فرهنگ معین
( آغالش ) (لِ ) (اِمص . ) تحریک ، برانگیختن .
فرهنگ فارسی
( آغالش ) ( اسم ) ۱ - تحریک انگیزش تحریض . ۲ - برانگیختن بفتنه و فساد و جنگ و ستیز بد آموزی .
