معانی کلمه : اغاثه
لغت نامه دهخدا
اغاثة. [ اِ ث َ ] (ع مص ) فریاد رسیدن . (ناظم الاطباء). کمک کردن و یاری دادن . اغاثه اغاثة؛ اعانه و نصره . (از اقرب الموارد). فریاد رسیدن . یقال : استغاثنی فاغثته . (منتهی الارب ). بفریاد رسیدن وباران دادن . (آنندراج ). || برطرف کردن خدای سختی را. اغاثهم اﷲ برحمته ؛ کشف شدتهم . اغاثنا اﷲبالمطر؛ کشف الشدة عنّا بِه ِ. (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
به فریاد کسی رسیدن، فریادرسی.
فرهنگ معین
(اِ ثِ ) [ ع . اغاثة ] ۱ - (مص م . ) به فریاد کسی رسیدن . ۲ - (اِمص . ) فریادرسی .
فرهنگ فارسی
اغاثت: بفریاد کسی رسیدن ، فریادرسی
۱ - ( مصدر ) فریاد رسیدن رهایی دادن رهانیدن . ۲ - ( اسم ) فریادرسی .
۱ - ( مصدر ) فریاد رسیدن رهایی دادن رهانیدن . ۲ - ( اسم ) فریادرسی .
