معانی کلمه : اعیانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه مربوط به ( اعیان ) باشد . ۲ - آنچه مربوط به بنا و ساختمان باشد مقابل ارض . یا برادر اعیانی . برادری که در پدر و مادر با شخص شریک باشد
نام دردی که صاحبش از حرکت ایذای یابد
نام دردی که صاحبش از حرکت ایذای یابد
مترادف و متضاد
peerage (اسم)
اعیانی، مقام سناتوری، مقام اشرافی
aristocratic (صفت)
اشرافی، اعیانی
