یک چشم، مرد یک چشم، کسی که یک چشمش نابیناشده باشد، مونث آن عورائ ، ونیزاعور: نام یکی ازروده های انسان، روده کور ( صفت ) ۱ - یک چشم . ۲ - رود. وسطی رودگانی میانین رود. کور . ثقبه ... و شاخ دوم اندر ثقبه پیچیده که اندر استخوان حجریست اندر آمده است .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اَعوَر یعنی یک چشم و احکام آن در بابهای حج، قصاص و دیات آمده است.قربانی در حج باید از نظر خلقت تامّ باشد؛ از اینرو، حیوان یک چشم کفایت نمیکند. قصاص جنایتکار اعورقصاص بر چشم جاری میشود؛ هرچند جنایتکار اعور باشد. دیه چشم اعوراز بین بردن چشم صحیح اعوری که نقص آن، مادرزاد یا به آفت الـهی است، موجب ثبوت دیه کامل است. در غیر این دو صورت، همچون چشم سالم نصف دیه دارد. امّا به قول مشهور، دیه ...