Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اعمام

تلفظ بین المللی : /eʔmˈɑm/ تلفظ :‌ [e?m'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • اعمامکم
  • ذو الاکمام
  • امام
  • امام ابوالقاسم کوه
  • امام الحرمین
  • امام باره
  • امام تقی گردنه
  • امام جعفر صادق
  • امام جمعه و جماعت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اعمام . [ اِ ] (ع مص ) خداوند بسیار اَعمام شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). عموهای کریم داشتن . و مبنی مفعول نیز روایت شده است . (از اقرب الموارد). خداوند عم کریم شدن . (المصادر زوزنی ). خداوند عم بسیار گشتن و کریم شدن . (تاج المصادر بیهقی ). || عم گردیدن . یقال : اعم الرجل ؛ اذاصار عماً. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

اعمام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ ...

فرهنگ عمید

عم#NAME?

= عم

فرهنگ فارسی

جمع عم
( اسم ) جمع عم عموها برادر پدرها . یا بنی اعمام .
خداوند بسیار اعمام شدن عمو های کریم داشتن .

کلمات مرتبط

  • اعمامکم
  • ذو الاکمام
  • امام
  • امام ابوالقاسم کوه
  • امام الحرمین
  • امام باره
  • امام تقی گردنه
  • امام جعفر صادق
  • امام جمعه و جماعت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات