معانی کلمه : اعلا
لغت نامه دهخدا
اعلا. [ اَ ] ( ع ن تف ، اِ ) اعلی. بلند و نفیس و برگزیده از هر چیزی و بالای هر چیزی. ( ناظم الاطباء ) :
چون تجاسر کرده خاطر مختصر کردم سخن
کاین تجاسر سمع اعلا برنتابد بیش از این.و رجوع به اعلی شود.
- اعلاتر ؛ بلندتر. بهتر. نفیس تر. ( ناظم الاطباء ) .
- اعلا و اسفل ؛ بالا و پایین. ( ناظم الاطباء ).
چون تجاسر کرده خاطر مختصر کردم سخن
کاین تجاسر سمع اعلا برنتابد بیش از این.و رجوع به اعلی شود.
- اعلاتر ؛ بلندتر. بهتر. نفیس تر. ( ناظم الاطباء ) .
- اعلا و اسفل ؛ بالا و پایین. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. بلند گردانیدن، بالا بردن.
۲. بر جای بلند برآمدن.
۲. بر جای بلند برآمدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بلند کردن بر کشیدن بر آوردن افراشتن .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: aelā) (عربی) برتر ، بالاتر ، بلندتر ، برگزیده از هر چیز ؛ نامی از نامهای خدای تعالی یعنی برتر مطلق ؛ سورهی هشتاد و هفتم از قرآن کریم دارای نوزده آیه .
مترادف و متضاد
برتر، برجسته، عالی، ممتاز، نفیس ≠ ادنی
