Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اعظام

تلفظ بین المللی : /eʔzˈɑm/ تلفظ :‌ [e?z'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اعظامه
  • سابور الاعظم
  • سروش اعظم
  • سواد اعظم
  • شارع الاعظم
  • سپهدار اعظم
  • سپهسالار اعظم
  • سرعت اعلام شده
  • شیوۀ توقف اعلامی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اعظام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ عظم (در خردی و بزرگی ستاره ها)، یعنی اقدار.
- اعظام کواکب ؛ اقدار ستارگان از شش عظم یا قدر. (یادداشت بخط مؤلف )

اعظام . [ اَ ] (اِخ ) نام جایی است که در ابیات زیر آمده است :فقد قدمت آیاتها و تنکرت لما مر من ریح و اوطف مرهم تأملت من آیاتها بعد اهلهاباطراف اعظام فاذناب ازنم .کثیر (از معجم البلدا...

فرهنگ عمید

۱. بزرگ گردانیدن، بزرگ شمردن، بزرگداشت.
۲. به بزرگی ستودن.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) بزرگ داشتن . ۲ - (اِمص . ) بزرگداشت .

فرهنگ فارسی

بزرگ گردانیدن، بزرگ شمردن، به بزرگی ستودن ، بزرگداشت
۱ - ( مصدر ) بزرگ داشتن بزرگ کردن . ۲ - ( اسم ) بزرگداشت .
نام جائیست

مترادف و متضاد

اکرام، بزرگداشت، تبجیل، تجلیل، تکریم ≠ خوارداشت


کلمات مرتبط

  • اعظامه
  • سابور الاعظم
  • سروش اعظم
  • سواد اعظم
  • شارع الاعظم
  • سپهدار اعظم
  • سپهسالار اعظم
  • سرعت اعلام شده
  • شیوۀ توقف اعلامی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات