اعرج . [ اَ رَ ] (اِخ ) ملکی است از ملوک غسان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
اعرج . [ اَ رَ ] (اِخ ) حمید اعرج بن قیس . مولی آل زبیر و قاری مکه است . (منتهی الارب ).
اعرج . [ اَ رَ ] (ع ص ) لنگ . (از منتخب از غیاث اللغات ) (مصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ) (مؤید الفضلاء). سخت...
فرهنگ عمید
کسی که پایش لنگ باشد.
فرهنگ معین
(اَ رَ ) [ ع . ] (ص . ) لنگ .
فرهنگ فارسی
لنگ، کسی که پایش لنگ باشد، عرج و عرجان جمع، مونث آن عرجائ ( صفت ) لنگ . حمید اعرج بن قیس مولی آل زبیر و قاری مکه است .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] أعرج. اَعْرَج، ابوداوود (یا ابوحازم) عبدالرحمان بن هرمز (تولد ۱۱۷ قمری/ ۷۳۵ میلادی)، مشهور به ابن هرمز، از تابعان مدینه می باشد.وی مولای «محمد بن ربیعة بن حارث بن عبدالمطلب» بود. ذهبی سن اعرج را هنگام مرگ بیش از ۸۰ سال احتمال داده است که با در نظر گرفتن دوره زیست استادان و شاگردان وی درست می نماید. درگذشت او را برخی در ۱۱۰، و برخی در ۱۱۹ق نیز نوشته اند. wikifeqh: نحو عربی و روند تحول ...