کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اعرار
تلفظ بین المللی :
/eʔrˈɑr/
تلفظ :
[e?R'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذات الامرار
اورارتو تمدن
اورارتو مقابر صخره ای
اورارتو پادشاهی
اورفیوسی اسرار
سر الاسرار
شب ادراری
انوار التنزیل و اسرار التاویل
انکار بعد از اقرار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اعرار. [ اِ ] ( ع مص ) پلیدی آلوده گردیدن. اعرت الدار؛ پلیدی آلوده گردید خانه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آلوده گردیدن خانه به پلیدی. ( از اقرب الموارد ). باسرگین گشتن جای. ( تاج المصادر بیهقی ). || خردکوهان گردانیدن شتر را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بی کوهان گشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || گرگین ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گرگین شدن. ( یادداشت بخط مؤلف )....
کلمات مرتبط
ذات الامرار
اورارتو تمدن
اورارتو مقابر صخره ای
اورارتو پادشاهی
اورفیوسی اسرار
سر الاسرار
شب ادراری
انوار التنزیل و اسرار التاویل
انکار بعد از اقرار
نظرات