کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اعتشاش | کلماتور
معنی کلمه : اعتشاش
تلفظ بین المللی :
/ˌeʔteʃˈɑʃ/
تلفظ :
[,e?teS'AS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بی نظمی و اغتشاش
اغتشاش
ابرق اعشاش
اجتشاش
اختشاش
احتشاش
اعتراش
اعتشاء
اعتشان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اعتشاش. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خانه ساختن مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آشیانه بپا کردن مرغ. ( از اقرب الموارد ). || خواربار اندک آوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خوردنی اندک آوردن از جایی برای عیال یا برای فروختن. ( آنندراج ). بدرازا کشیدن خواربار اندک از شهری بشهری. ( از اقرب الموارد ). || متلاشی ساختن بدن را. ( منتهی الارب ). || تباه گردیدن نان و سبز شدن و کره برآوردن ...
کلمات مرتبط
بی نظمی و اغتشاش
اغتشاش
ابرق اعشاش
اجتشاش
اختشاش
احتشاش
اعتراش
اعتشاء
اعتشان
نظرات