کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اطلاع-دادن | کلماتور
معانی کلمه : اطلاع دادن
تلفظ بین المللی :
/eːttˈelɑʔ dˈɑdan/
تلفظ :
[e:tt'elA? d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اطلا ع غیر صحیح دادن
اتساع دادن
فشرده سازی بی اتلاف داده ها
اطلاع
اطلاع قبلی
اطلاع منحرمانه
اطلاع نهانی
اطلاع افزار
اطلاع امایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
اطلاع دادن. [ اِطْطِ دَ ] ( مص مرکب ) خبر دادن. آگاهی دادن. خبر کردن.آگاه کردن. مطلع کردن. آگاه ساختن. عرضه داشتن. معروض داشتن : اعثار؛ اطلاع دادن کسی را. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
خبر دادن . آگاهی دادن . خبر کردن آگاه کردن مطلع کردن . آگاه ساختن عرضه داشتن . معروض داشتن .
مترادف و متضاد
inform
(فعل)
اگاه کردن، گفتن، خبر دادن، اگاهی دادن، مطلبی را رساندن، چغلی کردن، خبرچینی کردن، خبردادن از، اطلاع دادن، مستحضر داشتن
کلمات مرتبط
اطلا ع غیر صحیح دادن
اتساع دادن
فشرده سازی بی اتلاف داده ها
اطلاع
اطلاع قبلی
اطلاع منحرمانه
اطلاع نهانی
اطلاع افزار
اطلاع امایی
نظرات