Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اطراد

تلفظ بین المللی : /ˈaːtrˈɑd/ تلفظ :‌ ['a:tR'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • قیاس اطراد
  • اطرادا
  • اطراداً
  • ذات الامراد
  • اورادا
  • اورادا ـ ماره
  • ایراد نرم افزاری
  • عدم قطعیت ارادی
  • قزلجه اکراد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

اطراد. [ اِ] (ع مص ) دور کردن فرمودن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مطرود کردن کسی را. (از اقرب الموارد). راندن . (غیاث از صراح و منتخب ). براندن چیزی فرمودن .(مؤید الفضلا). راندن فرمودن . براندن کسی فرمودن . (تاج المصادر بیهقی ): و گفت : سلطانی بزرگ است که بظاهر شهر نزول کرده ست و اتابک را قوت ازعاج و اطراد او نه . (جهانگشای جوینی ). || اطراد سلطان کسی را؛ فرمان دادن براندن یا بیرون کردن...

فرهنگ عمید

۱. فرمان طرد دادن؛ به راندن کسی فرمان دادن.
۲. دور کردن و راندن کسی را.

۱. دنبال هم شدن کار؛ در پی یکدیگر آمدن؛ از پی هم شدن کاری یا امری.
۲. (ادبی) در بدیع، آوردن نام‌ها و لقب‌های ممدوح یا نام‌های پدران او به‌ترتیب و بدون واسطۀ لفظ دیگر، مانندِ این شعر: ترتیب ملک و قاعدۀ دین و رسم داد / عبدالحمیدِ احمدِ عبدالصمد نهاد (ابوالفرج دونی: ۵۹).

۱. فرمان طرد دادن، به راندن کسی فرمان...

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (مص م .) کسی را طرد کردن .

(اِ طِّ) [ ع . ] (مص ل .) روان شدن کار، راست آمدن .

( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) کسی را طرد کردن .
(اِ طِّ ) [ ع . ] (مص ل . ) روان شدن کار، راست آمدن .

دانشنامه آزاد فارسی

اِطّراددر اصول فقه، یعنی شیوع در استعمال، با یک ویژگی، مانند شیوع استعمال لفظ عالِم در مورد دانشمندان بدون لحاظ رشته تخصصی آنان. این اصطلاح در مبحث الفاظ اصولِ فقه مطرح است. اطّراد از علایم حقیقت است. یعنی هرگاه تردید شود که معنای حقیقی لفظ کدام است، چنانچه استعمال آن در یک معنا اطّراد داشت، همان معنای حقیقی خواهد بود. تردید در معنای حقیقی ناشی از این است که لفظ در معنای مجازی به اندازه ای به کار ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) روان شدن کار راست آمدن پیوسته شدن پی یکدیگر شدن کار : اطراد حکم .

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اطراد در لغت به معنای متابعت کردن جزئی از چیزی از جزء دیگرش می باشد. و در اصطلاح اصولیین اطرد، استعمال لفظ در معنای مشکوک در هر حال و صورت در تمام مصادیق می باشد، البته با الغای هر آنچه که صلاحیت برای قرینه بودن داشته باشد. پس اگر استعمال لفظ در تمام مصادیق معنای مشکوک و در هر حال صحیح بود علامت حقیقت و عدم اطرد، علامت مجاز خواهد بود. شیوع استعمال لفظ در مصادیق دارای ملاک استعمال را اطر...

کلمات مرتبط

  • قیاس اطراد
  • اطرادا
  • اطراداً
  • ذات الامراد
  • اورادا
  • اورادا ـ ماره
  • ایراد نرم افزاری
  • عدم قطعیت ارادی
  • قزلجه اکراد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات