اصیل . [ اَ ] (اِخ ) شهریست در اندلس . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سعدبن خیر گوید شاید از اعمال طلیطله باشد. (از معجم البلدان ) (مراصد). رجوع به اصیلة شود.
اصلی
(تلفظ: asil) (عربی) صاحب نسب ، شریف ، نژاده ، باگهر ، والاتبار ، دارندهی نژاد گزیده ، نجیب .
اصلی
مستند
پاکنژاد، شرافتمند، شریف، نجیب، نژاده
۱. پاکنژاد، شرافتمند، شریف، نجیب، نژاده
۲. مستند
۳. اصلی
نژاده، ریشه دار، گوهری، تبارمند