اصول موضوعه. [ اُ ل ِم َ / مُو ع َ / ع ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مبادی تصدیقی که مخاطب بواسطه حسن ظن به متکلم به صحت آنها معترف است. مبادی ناآشکاری که بخودی خود در علم مسلم نباشند و بر سبیل حسن ظن آنها را بپذیرند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). و خواجه نصیر در ضمن بحث از «آنچه در فواتح بعضی علوم یاد کنند» آرد: آنچه در فواتح علوم وضع کنند سه صنف باشد: صنف اول آنچه به هَلیّت تنها وضع کنند و آن مباد...
دانشنامه آزاد فارسی
گزاره ها یا قضایایی که در علمی خاص درستی آن ها بدون استدلال مسلّم گرفته می شود و مبنای استنتاج قضایای دیگر قرار می گیرد. مجموعه قضایایی که در یک علم خاص به اثبات می رسد، در آغاز متکی به قضایای اثبات نشده ای است که اصول موضوعه خوانده می شود. ارسطو مبادی علوم را به سه دستۀ حدود (تعاریف)، اصول متعارفه (قضایایی که درستی آن ها به خودی خود یقینی و ثابت است و عقل سلیم آن ها را بی واسطه تصدیق می کند)، و ا...
فرهنگ فارسی
مبادی تصدیقی که مخاطب بواسطه حسن ظن به متکلم به صحت آنها معترف است بمادی نا آشکاری که بخودی خود در علم مسلم نباشد و بر سبیل حسن ظن آنها را بپذیرند .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اُصول موضوعه، اصطلاحی در منطق ، به معنی قضایایی که در علمی خاص، درستی آنها بدون استدلال مسلّم گرفته می شود و مبنای استنتاج قضایای دیگر قرار می گیرد.هر علمی مشتمل بر شماری از قضایاست که اثبات آنها در آن علم امکان پذیر نیست، اما مجموعه قضایایی که در آن علم اثبات می گردد، در آغاز متکی به آن قضایای اثبات نشده است. چنین قضایایی در آن علم خاص، اصول موضوعه به شمار می روند.← اصول موضوعه در بیان...