کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اصهیرار | کلماتور
معنی کلمه : اصهیرار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːshirˈɑr/
تلفظ :
['a:shiR'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ابهیرار
ازهیرار
اصحیرار
اصفیرار
اصبیرار
اصهرار
با اصرار وادار کردن
اصرار ورزیدن
اصرار کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اصهیرار. [ اِ ] ( ع مص )گداخته شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).اصهیرار چیزی ؛ گداختن آنرا. ( از اقرب الموارد ). || درخشیدن پشت آفتاب پرست از گرمی آفتاب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). اصهیرار حرباء؛ درخشیدن پشت آن از گرمی خورشید. ( از اقرب الموارد ). || اصهیرار مرد؛ خوردن وی صهارة ( قطعه ای از پیه ) را. ( از اقرب الموارد ). رجوع به صهارة شود....
کلمات مرتبط
ابهیرار
ازهیرار
اصحیرار
اصفیرار
اصبیرار
اصهرار
با اصرار وادار کردن
اصرار ورزیدن
اصرار کردن
نظرات