معانی کلمه : اصفی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. صاف تر، روشن تر، پاک تر.
۲. برگزیده تر.
۲. برگزیده تر.
فرهنگ معین
(اَ فا ) [ ع . ] (ص تف . ) صافی تر، روشن تر، ناب تر.
فرهنگ فارسی
( آصفی ) از شعرای عصر تیموری
صافی تر، روشن تر، پاکتر، برگزیده تر
( صفت ) صافی تر روشن تر ناب تر .
صافی تر، روشن تر، پاکتر، برگزیده تر
( صفت ) صافی تر روشن تر ناب تر .
