کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اصعاط
تلفظ بین المللی :
/ˈaːsʔˈɑt/
تلفظ :
['a:s?'At]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اصعاب
اصعاد
ابعاط
اسعاط
اسعاطه
اصطاطیر
اصاطب
اصاطنه
اصاطین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اصعاط. [ اِ ] ( ع مص ) دارو به بینی ریختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). لغتی است در اسعاط. رجوع به اسعاط شود. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
اصعاب
اصعاد
ابعاط
اسعاط
اسعاطه
اصطاطیر
اصاطب
اصاطنه
اصاطین
نظرات