اصعاد. [ اِ ] ( ع مص ) بالا برآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || اصعاد در کوه و بر کوه کسی را؛ بالا بردن وی را. ( از قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). || آمدن مکه را. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ). و اصل آن بمعنی صعود در اماکن بلند است سپس به برآمدن بر مکه اختصاص یافته است. ( از اقرب الموارد ). || فرودآمدن در وادی : اصعد فی الوادی. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد )....