کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اصطقار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːstaq1ˈɑr/
تلفظ :
['a:staq1'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اصطبار
اصطرار
اصطهار
اصقار
اصتقار
سامانۀ اخطار واماندگی
سامانۀ پیش اخطار هوایی
از پیش اخطار کردن
با اصرار وادار کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اصطقار. [ اِ طِ ] ( ع مص ) برافروخته شدن آتش. ( از منتهی الارب ). افروخته شدن آتش. ( ناظم الاطباء ). به ابدال و عدم آن یعنی اصطقار و اصتقار؛ اتّقاد.( از اقرب الموارد ). اتقاد. اصتقار. ( قطر المحیط ).
کلمات مرتبط
اصطبار
اصطرار
اصطهار
اصقار
اصتقار
سامانۀ اخطار واماندگی
سامانۀ پیش اخطار هوایی
از پیش اخطار کردن
با اصرار وادار کردن
نظرات