معانی کلمه : اصطفی
لغت نامه دهخدا
اصطفی . [ اَ طَ ](معرب ، اِ) بلغت یونانی صمغی است که مانند عود بسوزد. بعربی میعه ٔ سائله گویند و به عسل لُبن اشتهار دارد. (برهان ) (مخزن الادویه ) (آنندراج ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). مأخوذ از یونانی ، میعه ٔ سائله . (ناظم الاطباء)(فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به میعه ٔ سائله شود.
فرهنگ فارسی
یا ما اصطفی بن یعقوب نصرانی صاحب بیت مال خاص الراضی بالله خلیفه عباسی از قبل مونس خادم بود و بسال ۳۲۴ در ماه محرم در گذشت .
