معانی کلمه : اصحمه
لغت نامه دهخدا
اصحمة. [ اَ ح َ م َ ] (اِخ ) ابن بحر نجاشی . پادشاه حبشه است ، ایمان آورد در عهد نبی (ص ). (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام نجاشی پادشاه حبشه که در عهد حضرت رسول (ص ) بود و به آن حضرت ایمان آورد. (ناظم الاطباء). و رجوع به اصحم شود.
فرهنگ فارسی
ابن بحر نجاشی پادشاه حبشه است ایمان آورد . در عهد نبی ( ص ) . نام نجاشی پادشاه حبشه که در عهد حضرت رسول ( ص ) بود و بان حضرت ایمان آورد .
