معانی کلمه : اصابع فرعون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
شبیه مروارید است در درازی انگشت و از بحر حجاز آنرا میاوردند . چیزیست مشابه به مرو در درازی انگشتی از دریای حجاز آید برای التیام جراحات علی الفور مجربست . سنگی است مانند انگشت آدمی و آنرا از بحر حجاز آوردند بعربی امساک الخراج گویند .
