معانی کلمه : اشکو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آشکوب#NAME?
= آشکوب
فرهنگ معین
( آشکو ) ( اِ. ) نک آشکوب .
فرهنگ فارسی
( آشکو ) ( اسم ) ۱ - هر طبقه از ساختمان . ۲ - هر یک از طبقاتنه گان. آسمان آسمان سپهر. ۳ - مجموع آسمان فلک . ۴ - سقف آسمانه . ۵ - رگه های چینه . ۶ - هر طبقه از زمین
آشکوب
( اسم ) ۱ - سقف . ۲ - هر مرتبه از پوشش خانه طبقه .
آشکوب
( اسم ) ۱ - سقف . ۲ - هر مرتبه از پوشش خانه طبقه .
گویش مازنی
۱شکوفه با زمینه ی سفید ۲شکوفه ی درختان ۳شکافته شده
/eshkoo/ شکوفه با زمینه ی سفید - شکوفه ی درختان ۳شکافته شده
