معانی کلمه : اشکنوان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
قلعه ای بود در فارس که با قلعه استخر و قلعه شکسته جمعا سه قلعه حوالی شهر استخر را تشکیل می دادند و بر روی سه کوه که مجموع آنها را [ سه گنبد ] می گفتند قرار داشتند . توضیح عمید الدین اسعد وزیر سعد بن زنگی اتابک فارس و پسرش ابوبکر بتهمت مکاتبه با محمد خوارزمشاه در قلعه اشکنوان زندانی شدند .
