معانی کلمه : اشکبار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اشک ریز، گریان.
۲. ویژگی چشم که همواره اشک می ریزد.
۳. کسی که پی درپی گریه می کند.
۲. ویژگی چشم که همواره اشک می ریزد.
۳. کسی که پی درپی گریه می کند.
فرهنگ فارسی
اشک ریز، گریان، صفت چشم که همواره اشک بریزد، وکسی که پی درپی گریه کند ، اشکباری: اشک باریدن، اشک ریختن، گریستن
( اسم ) اشک ریز گریان .
( اسم ) اشک ریز گریان .
مترادف و متضاد
اشکریز، اشکفشان، سرشکبار، گریان، گهربار
