Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشپش

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃpaʃ/ تلفظ :‌ ['a:SpaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • اشپشه
  • ویلهلم اشپشت
  • شکلات آشپزی
  • ناظر آشپزخانه
  • اشپزخانه کشتی
  • اشپزخانه کوچک
  • اشپزخانهای
  • اشپزماهر
  • پساب اشپزخانه و امثال ان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اشپش. [ اِ پ ِ ] ( اِ ) اشپشه. کرمی که در غله و پشمینه افتد و تباه کند. کرمکی است خرد که در تابستان لباس پشمینه را ضایع کند و در جو و گندم نیز باشد. ( انجمن آرای ناصری ) ( جهانگیری ). اشپشه کرمکی باشد که بیشتر در تابستان و هوای گرم در پوستین و نمد و سقرلاط و صوف و دیگر پشمینه ها و گندم و جو و دیگر غله ها افتد و ضایع کند. ( برهان قاطع ). سوس. بید.

فرهنگ عمید

شپش#NAME?

= شپش

فرهنگ معین

(اِ پِ ) (اِ. ) شپش .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - شپش : ( ریش انبوه پر از اشپش و کک زیر او اوفتاده تحت حیک . ) ( دهخدا ) ۲ - کرمی که در غله و پشمینه افتد و تباه کند .

کلمات مرتبط

  • اشپشه
  • ویلهلم اشپشت
  • شکلات آشپزی
  • ناظر آشپزخانه
  • اشپزخانه کشتی
  • اشپزخانه کوچک
  • اشپزخانهای
  • اشپزماهر
  • پساب اشپزخانه و امثال ان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات