( آشوب ) ۱. بی نظمی.
۲. شلوغی، ازدحام.
۳. (اسم ) شوروغوغا.
۴. انقلاب، شورش.
۵. برهم خوردن اوضاع و شرایط.
۶. کثرت جمعیت، شلوغی، ازدحام.
۷. (بن مضارعِ آشوبیدن و آشفتن و آشوفتن ) = آشوبیدن
۸. آشوبنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): دل آشوب، شهرآشوب، لشکرآشوب.
۹. (اسم ) [قدیمی] آسیب.