Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشهلال

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃhalˈɑl/ تلفظ :‌ ['a:Shal'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اهلاله
  • اشعلال
  • اشلال
  • اهلال
  • انهلال
  • رژیم اسهال
  • براعت استهلال
  • اسفلالسافلین
  • اسهال
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اشهلال. [ اِ هَِ ] ( ع مص ) میش چشم شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آمیختن کبودی بسیاهی چشم. ( از المنجد ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).

فرهنگ فارسی

میش چشم شدن . آمیختن کبودی بسیاهی چشم .

کلمات مرتبط

  • اهلاله
  • اشعلال
  • اشلال
  • اهلال
  • انهلال
  • رژیم اسهال
  • براعت استهلال
  • اسفلالسافلین
  • اسهال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات