معانی کلمه : اشمک
لغت نامه دهخدا
اشمک. [ اَ م َ ] ( اِخ ) نام طایفه ای است در هند و بمعنی کسانی است که چهره هاشان همچون چهره خرس است. رجوع به ص 131 و 151 و 155 تحقیق ماللهند شود.
گویش مازنی
( آشمک ) /aashmek/ گیاهی شبیه آویشن که دارای برگ کنگره ای شکل است
