معانی کلمه : اشموغ
لغت نامه دهخدا
( آشموغ ) آشموغ. ( اِخ ) نام دیویست از پیروان آهرمن که سخن چینی و دروغ گفتن از کسی بدیگری و جنگ افکندن میان دو تن شغل اوست. برای امثله رجوع به آسموغ شود.
فرهنگ معین
( آشموغ ) [ په . ] (ص . ) ۱ - فریفتار، شریر. ۲ - نام دیوی است از پیروان اهریمن .
