Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اشدان

تلفظ بین المللی : /aʃˈadɑn/ تلفظ :‌ [aS'adAn]
لغت نامه دهخدا
  • زاغ اشیان
  • اندانته
  • اندانتینو
  • طرب اشیان
  • عرش اشیان
  • عرش اشیانی
  • غم اشیان
  • کرامت اشیان
  • گسسته اشیان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اشدان. [ اِ ] ( ع مص ) صاحب بچه توانا شدن آهوی ماده. ( منتهی الارب ). صاحب بچه توانا شدن ماده آهو. ( فرهنگ خطی ). و در اقرب الموارد آمده است : اشدنت الظبیة؛ شَدَن َ ولدها. و ذیل «شدن » آرد: شَدَن َ الظبی و جمیعُ وَلَد ذوات الظلف و الخف و الحافر شُدوناً؛ قوی و ترعرع و استغنی عن امه. و در فرهنگ خطی این معنی بدین سان آمده است : بزرگ بچه شدن آهوی ماده چنانکه احتیاج به شیر دادن بچه نداشته باشد....

کلمات مرتبط

  • زاغ اشیان
  • اندانته
  • اندانتینو
  • طرب اشیان
  • عرش اشیان
  • عرش اشیانی
  • غم اشیان
  • کرامت اشیان
  • گسسته اشیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات