کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اشتی کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʃti kˈardan/
تلفظ :
['a:Sti k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
آشتی کردن
اتشی کردن
اشکی برای گریه کردن نمانده
اشتر کرد
اشتی
آشتی
اشتی دادن
اشتی ناپذیر
اشتی کننده
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( آشتی کردن )
( مصدر ) آشتی کردن با ... اصلاح کردن بااو سازش کردن با وی .
مترادف و متضاد
placate
(فعل)
ارام کردن، تسکین دادن، اشتی کردن
کلمات مرتبط
آشتی کردن
اتشی کردن
اشکی برای گریه کردن نمانده
اشتر کرد
اشتی
آشتی
اشتی دادن
اشتی ناپذیر
اشتی کننده
نظرات