کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اشتکار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʃtkɑr/
تلفظ :
['a:StkAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ابهی اشتکار
متغیر اشتکار
رادار آشکارسازی اَبر
سامانۀ آشکارساز داغی سرمحور
سامانۀ آشکارسازی قطار
سیاهک آشکار
سیاهک نیمه آشکار
عملیات آشکار
متن آشکار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اشتکار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اشتکار ضرع ؛ پرشیر شدن پستان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || اشتکار نخل ؛ شکیر برآوردن آن. ( منتهی الارب ). اشتکار درخت ؛ شکیر برآوردن آن. ( اقرب الموارد )؛ برگ ریزه برآوردن آن. ( منتهی الارب ). || اشتکار کَرْم ( مو )؛ بردمیدن نهال آن از شاخ وی. ( منتهی الارب ). || اشتکار آسمان ؛ نیک باریدن آن. ( منتهی الارب )؛بشدت باریدن آن. ( ازاقرب الموارد ). || اشتکار بادها...
کلمات مرتبط
ابهی اشتکار
متغیر اشتکار
رادار آشکارسازی اَبر
سامانۀ آشکارساز داغی سرمحور
سامانۀ آشکارسازی قطار
سیاهک آشکار
سیاهک نیمه آشکار
عملیات آشکار
متن آشکار
نظرات