Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشتم

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃtam/ تلفظ :‌ ['a:Stam]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • آشتم
  • اشتمال
  • اشتمات
  • اشتماذ
  • اشتمام
  • اشتمال صما
  • اشتملت
  • الاشتمال فی معرفه الرجال
  • رمزگذاری احتمالاتی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

اشتم. [ اِ ت ِ ] ( اِ ) چرک خونی که از زخم پالاید. ( ناظم الاطباء ). این کلمه در برهان نیست و شاید مخفف استیم و اشتیم باشد. رجوع به اشتیم شود.

فرهنگ معین

( آشتم ) (تُ ) ( اِ. ) آشتم ، آستیم ، چرک و ریم جراحت .

فرهنگ فارسی

( اسم ) اشتیم

دانشنامه عمومی

(روستای خلار، استان فارس) رَفتَم. (گویش خلاری مرکب از بستکی و لاری و پهلوی است. این روستا در دو منزلی شمال غرب شیراز قرار دارد.)


کلمات مرتبط

  • آشتم
  • اشتمال
  • اشتمات
  • اشتماذ
  • اشتمام
  • اشتمال صما
  • اشتملت
  • الاشتمال فی معرفه الرجال
  • رمزگذاری احتمالاتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات