معانی کلمه : اشترخوی
لغت نامه دهخدا
اشترخوی. [ اُ ت ُ ] ( ص مرکب ) آنکه بر صفت شتر باشد. پرکینه. || صبور. || قانع.
فرهنگ عمید
۱. پرکینه.
۲. قانع و بردبار.
۲. قانع و بردبار.
فرهنگ فارسی
( اشترخو ی ) ( صفت ) ۱ - آنکه بر صفت شتر بود . ۲ - پرکینه . ۳ - صبور . ۴ - قانع .
