Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشاحه

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃˈɑheː/ تلفظ :‌ ['a:S'Ahe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبان اشاره
  • اسم اشاره
  • اسم اشارهء صفت یا ضمیر اشاره
  • با اشاره رساندن
  • با اشاره صدا زدن
  • اشاره با سر
  • اشاره با سر و دست
  • اشاره با چشم
  • اشاره بدور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اشاحة. [ اِ ح َ ] (ع مص ) گیاه شیح رویانیدن (چنانکه زمین ): اشاحت الارض . (منتهی الارب ) . || پرهیز کردن . (منتهی الارب ). پرهیزیدن . (مقدمه ٔ لغت میرسید شریف جرجانی ). حذر کردن . || جد کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). کوشیدن در امری . کوشش کردن در کار و دوام کردن بر آن : اشاح علی الشی ٔ. (منتهی الارب ). || فروهشتن دُم را (چنانکه اسب ): اشاح الفرس بذنبه . و بالمهملة ایضاً، او هو الصواب . (منت...

فرهنگ فارسی

گیاه شیح رویانیدن یا پرهیز کردن حذر کردن یا جد کردن .

کلمات مرتبط

  • زبان اشاره
  • اسم اشاره
  • اسم اشارهء صفت یا ضمیر اشاره
  • با اشاره رساندن
  • با اشاره صدا زدن
  • اشاره با سر
  • اشاره با سر و دست
  • اشاره با چشم
  • اشاره بدور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات