معانی کلمه : اسپرز
لغت نامه دهخدا
اسپرز. [ اُ پ ُ ] (اِ) پاره ای گوشت در درون حیوان که ماده ٔ سوداست و اهل هند آنرا تلی خوانند. (از آنندراج ). سپرز. طحال . رجوع به سپرز شود. || در ترکی زبانک شرم زنان . چوچله . دِلاّق .
فرهنگ عمید
سپرز#NAME?
= سپرز
فرهنگ معین
(اِ پُ ) (اِ. ) سپرز، طحال .
فرهنگ فارسی
( اسم ) سپرز
پاره گوشت در درون حیوان که ماد. سود است و اهل هند آن را تلی خوانند .
۱ - راهی که اسب بیک روز تواند پیمود . ۲ - ( اسم ) عرصه ای که اسب در آن تاخت کند میدان اسب دوانی اسب رس اسب رز اسپ ریس . ۳ - میدان چوگان بازی و نمایش و رژه ۴ - میدان جنگ .
پاره گوشت در درون حیوان که ماد. سود است و اهل هند آن را تلی خوانند .
۱ - راهی که اسب بیک روز تواند پیمود . ۲ - ( اسم ) عرصه ای که اسب در آن تاخت کند میدان اسب دوانی اسب رس اسب رز اسپ ریس . ۳ - میدان چوگان بازی و نمایش و رژه ۴ - میدان جنگ .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
طحال گوسفند و گاو
۱ نام مرتعی در آمل ۲نام گیاهی صحرایی
۱نام مکانی در حوزه ی امام زاده حسن سوادکوه ۲میدانی برای ...
نام قلعه ای قدیمی که خرابه های آن بر روی یالی از زرین کوه ...
۱روستایی از دهستان میان دو رود ساری ۲از توابع دهستان اندرود ...
مترادف و متضاد
سپرز، طحال
milt (اسم)
طحال، سپرز، اسپرز، تخم ماهی نر
spleen (اسم)
جسارت، طحال، سپرز، اسپرز
