معانی کلمه : اسونا
لغت نامه دهخدا
اسونا. [ اُ] (اِخ ) پدر و تلزژیرون (دوک دُ...) سیاستمدار اسپانیولی . مولد وی والاّدُلید(1579- 1624 م .). نایب السلطنه ٔ صقلیه و سپس ناپل .

اسونا. [ اُ] (اِخ ) پدر و تلزژیرون (دوک دُ...) سیاستمدار اسپانیولی . مولد وی والاّدُلید(1579- 1624 م .). نایب السلطنه ٔ صقلیه و سپس ناپل .