معانی کلمه : اسمز
فرهنگ عمید
عبور مایعات یا گازها از غشا برای حرکت از محیط کمغلظت به محیط غلیظتر. Δ یاختههای گیاهی و حیوانی با این عمل مواد ضروری برای ادامۀ زندگی خود را میگیرند و فضولاتی را که در داخل آنها جمع میشود خارج میکنند.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
خطاب به فردی که کاری مضخرف و عجیب انجام داده یا به طور معمول انجام می دهد ! بدین صورت خطاب می شود: اسمز! یا:اسمز رو نیاهون ! یا:عجب اسمزیه ها !
خطاب به فردی که کاری مزخرف و عجیب انجام داده یا به طور معمول انجام می دهد ! بدین صورت خطاب می شود: اسمز! یا:اسمز رو نیاهون ! یا:عجب اسمزیه ها !
