Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسم

تلفظ بین المللی : /ˈesm/ تلفظ :‌ ['esm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • آسم
  • اسم اشاره
  • اسم اشارهء صفت یا ضمیر اشاره
  • اسم اضافی
  • اسم اول
  • اسم بی مسمی
  • اسم جعلی
  • اسم حیوان دست اموز
  • اسم خاص مذکر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اسم . [ اَ س َم م ] (ع ص ) بینی تنگ سوراخ . (منتهی الارب ).

اسم. [ اِ / اُ ] ( ع اِ ) اسم نزد بصریان معتل اللام مشتق از سمو بمعنی علو [ است ] بدلیل امثله اشتقاق او چون سمی یسمی تسمیة. و سمی در تصغیر و اسماء در جمع تکسیر که اسم از جهت تضمن اجلال وتشریف مناسبت با معنی سمو دارد و نام نهنده بتعین نام نیک اعلای مسمی پندارد ( ؟ ) اصل او سمو بود برخلاف قیاس بتغیر...

فرهنگ عمید

کلمه‌ای که برای نامیدن انسان، حیوان، یا چیزی به کار می‌رود، مانندِ پدر، اسب، و شمشیر؛ نام.⟨ اسم اشاره: (ادبی) در دستور زبان، اسمی که برای اشاره به شخصی یا چیزی به کار برود، مانندِ این و آن؛ صفت اشاره.⟨ اسم اعظم: بر‌ترین نام خداوند که تنها بندگان شایستۀ او آن را می‌دانند. Δ بعضی گفته‌اند اسم اعظم در غایت خفا است و اطلاع بر آن موقوف بر صفا است. بعضی دیگر گفته‌اند تمام اسمای الهی اسم اعظم‌اند. بعضی ا...

فرهنگ معین

( آسم ) [ فر. ] (اِ. ) نفس تنگی ، اختلال در تنفس به علت انسداد برونش ها و آلرژی .
( اِ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - کلمه ای که به وسیلة آن چیزی یا کسی را می خوانند، نام . ۲ - عنوان . ۳ - شهرت ، آوازه . ۴ - در دستور زبان فارسی قسمی از اقسام کلمه که بدان مردم یا جانور یا چیزی را نامند و معین کنند: مرد، زن ، خانه ، میز، کوه و دشت . ضح - در صر
( اِ ) [ ع . ] ( اِ.) 1 ...

دانشنامه آزاد فارسی

آسم. آسْم (asthma)نوعی بیماری مزمن. وجه مشخصۀ آن سختی تنفس به علت انقباض نایژه هادر شُش هاست. حساسیت، عفونت، و تنشممکن است باعث شروع حملۀ آسم شود. شیوع آسم براثر آلودگی هوا و خطرات شغلی افزایش می یابد. راه درمان آن استفاده از داروهای گشادکنندۀ نایژه هااست. این دسته از داروها با شل کردن عضلات جدار نایژه ها تنفس را تسهیل می کنند. برای درمان نمونه های شدید، از استروئیدهای استنشاقیاستفاده می کنند که...

فرهنگ فارسی

یکی از انواع کلمه دال بر فرد یا شیء یا عمل و وضعیت، با قابلیت‌هایی مانند جمع بسته شدن و توصیف شدن با صفت و قرار گرفتن در جایگاه فاعل یا مفعول

( آسم ) ( اسم ) مرضی است که بیشتر افراد مسن را عارض شود و علامت مشخص آن تنگی نفس متناوب است عسرالنفس ضیق النفس ربو.نفس تنگی شدید، ا امراض ریه که ازبرونشیت عارض شود، سختی تنفس یاوقفه آن بعلت انسدادبرونشهاو آلرژی، نام، اسمائ و اسامی جمع( اسم ) کلمهای که ...

دانشنامه عمومی

شازیه

به فتح الف وتشدید وضم سین به منای کفگیر در گویش شیرازی می باشد

آسم. آسم (برگرفته شده از واژه یونانی ἅσθμα به معنی «آسما» یا «نفس نفس زدن») یک بیماری التهابی رایج مزمن مجاری هوایی است که ویژگی های آن عبارتند از علائم متغیر و عودکننده، انسداد برگشت پذیر جریان هوا و اسپاسم برونش. نشانه های رایج آن عبارتند از خس خس، سرفه و تنگی نفس که به سه گانه آسم معروف است.داروهای کوتاه اثر گیرن...

گویش مازنی

نام

مترادف و متضاد

آوازه، شهرت، صیت

عنوان، کنیه، لقب، نام

۱. عنوان، کنیه، لقب، نام
۲. آوازه، شهرت، صیت

title (اسم)لقب، عنوان، کنیه، اسم، نام، سرصفحه، برنامه، مقام، استحقاق، حق، صفحه عنوان کتاب، عنوان قبل از اسم شخصappellation (اسم)لقب، وجه تسمیه، اسم، نامگذاری، نامdesignation (اسم)تخصیص، اسم، تعیین، نقشname (اسم)اسم، نام، خوشنامی، اب رو، تسمیه، نام و شهرت، نام خودمانیnoun (اسم)اسم، نام، موصوف...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] نام و عنوان را اِسْم گویند و یکی از اقسام سه گانه کلمه (اسم ، فعل و حرف ) در دستور زبان عربی می باشد.در احکام در باب های طهارت، نکاح، طلاق و یمین از آن سخن رفته است.اسم لفظی است که بر چیزی که اسم بر او نهاده شده (مسمّی) دلالت کند مانند لفظ دیوار که بر معنای معروف دلالت دارد.عالمان صرف و نحو بیش از دو قسم دیگر کلمه به بررسی و تعریف اسم پرداخته اند.نخستین اشاره ای که به اسم شده ، همان است...

فرهنگستان زبان و ادب

آسم
{asthma} [پزشکی] حمله های عودکنندۀ تنگی نفس گاهگیر، همراه با التهاب راه های هوایی و خِس خِس ناشی از انقباض تنجه ای نایژه ها
{noun} [زبان شناسی] یکی از انواع کلمه دال بر فرد یا شیء یا عمل و وضعیت، با قابلیت هایی مانند جمع بسته شدن و توصیف شدن با صفت و قرار گرفتن در جایگاه فاعل یا مفعول

کلمات مرتبط

  • آسم
  • اسم اشاره
  • اسم اشارهء صفت یا ضمیر اشاره
  • اسم اضافی
  • اسم اول
  • اسم بی مسمی
  • اسم جعلی
  • اسم حیوان دست اموز
  • اسم خاص مذکر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات