کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اسلاس
تلفظ بین المللی :
/ˈaːslˈɑs/
تلفظ :
['a:sl'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دنیل اسلاس
ذات اسلام
رکن الاسلام
انجمن اسلامی مهندسین
انجمن اسلامی پزشکان
انجمن های اسلامی دانشجویان
سمند اسلار
اندیشه سیاسی در اسلام معاصر
انقلاب اسلامی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اسلاس .
[ اَ س َل ْ لا ] (اِ) تاریکی . (دزی ج
1
ص
23
).
اسلاس . [ اِ ] (ع مص ) اسلاس نخله ؛ رفتن بیخ شاخ خرمابن : اسلست النخلة. (منتهی الارب ). و در تاج العروس آمده است : و سلست النخلة کفرح ؛ ذهب کربها. عن ابن عباد؛ کاسلست فهی سلاس . هکذا فی سائر النسخ و فی العباب و الذی فی ...
کلمات مرتبط
دنیل اسلاس
ذات اسلام
رکن الاسلام
انجمن اسلامی مهندسین
انجمن اسلامی پزشکان
انجمن های اسلامی دانشجویان
سمند اسلار
اندیشه سیاسی در اسلام معاصر
انقلاب اسلامی
نظرات