معانی کلمه : اسفند
لغت نامه دهخدا
اسفند. [ اِ ف َ ] (اِخ ) نام الکه ای است در نیشابور. (برهان ).
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(اِ فَ)( اِ.) = اسپند. سپند: 1 - آخرین ماهِ سال شمسی . 2 - نام روز پنجم از هر ماه شمسی . 3 - یکی از امشاسپندان ، نماد بردباری و نگاهبان زمین . 4 - گیاهی است با گل های ریز سفیدرنگ و دانه های سیاه که دانه های سیاه آن را برای دفعِ چشم زخم ، روی آتش می ریزند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دوازدهمین ماه تقویم خورشیدی، اسپند
(گیاه شناسی) گیاه پایا از تیرهی سدابیان، اسپند
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
اسفند – گیاهی از تیره ی سلاب وحشی – اسپند
جملات نمونه
اسفنددانه ( دانهی اسفند که دود میکنند) / اسپنددانه
wild rue seed
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: esfand) (اوستایی) (= اسپند) به معنی مقدس؛ (در گاه شماری) ماه دوازدهم از سال شمسی ؛ (در گیاهی) دانهی سیاه خوش بویی که آن را برای دفع چشم زخم در آتش میریزند ؛ (در گیاهی) گیاهی علفی چند ساله با گلهای سفید و میوهی ناشکوفا که دانههایی سیاه رنگ در داخل میوهی آن قرار دارد . + ن .ک . اسپند .
مترادف و متضاد
اسفندماه، حوت
اسپند، حرمل، حرمله، سپند
۱. اسپند، حرمل، حرمله، سپند
۲. اسفندماه، حوت
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
اسپند
